مرضيه جونم ...
هر روز كه ميگذره، اوضاع حال و روزم بدتر ميشه
قرصهامو يكي درميون ميخورم، به خودم ميگم چه فايده داره كه خوب بشم
خونه همش بهم ميگن چقدر موبايل دستت ميگيري بزار كنار... نميدونند
نميدونند كه من چقدر از تنهايي تو دارم رنج ميكشم كه رفيق فابريكم شده موبايلم

برچسب:
نویسنده: سجاد محمدی