ـ محال
مرضيه جونم اميدوارم حال اين روزهات خوب و خوش باشه عزيزم من هم بد نيستم، چون روزگار ميگذره ما هم ميگذرونيم تنها اميد زندگي من... عشق تو در وجودم هست مراقب خودت باش خيللللللي زيااااااد ... + نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 7:42 توسط -__- |
ـ دلبر
مرضيه جونم ديده را فايده آن است كه دلبر بيند ور نبيند چه بود فايده بينايي را + نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۵ساعت 7:43 توسط -__- |
ـ چهارشنبه سوري
مرضيه جونم چهارشنبه سوري نزديكه! يه وقت نري از رو آتيش بپري، آخه تجربه ثابت كرده اگر جيگر بره رو آتيش، كباب ميشه ... دعا میكنم همه غم و غصههاست، در همین چهارشنبه آخر سال تو آتیش بسوزونی و قلبت پر از شادی بشه + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:7 توسط -__- |
ـ تبريك ماهگرد
مرضيه جونم بهترين هديه من، ديدن دوباره خنده زيباي توست... 26 ماه، ماهگـرد آشنايي من با ملكه زندگيم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت 9:8 توسط -__- |
ـ سال نو
مرضيه جونم سال جديد مبارك باشه، اميدوارم سالي همراه با سلامتي و خوشحالي براي تو و خانواده محترمت باشد + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 8:16 توسط -__- |
ـ نيستي
مرضيه جونم بي عشق زيستن را؛ جز نيستي چه نامم؟ بخوام خودموني بگم عزيزم، يعني اگر نباشي، كار دلم تمام است ... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 9:44 توسط -__- |
ـ برنده
مرضيه جونم روزهاي زيادي گذشته كه از من بي خبر هستي، حالم رو نميدوني و سراغي از من نميگيري ... اما به اميد آن روز هستم كه تو بيايي و تنها با يك سلام منو زنده كني و مثل هميشه برنده باشي ... آمين + نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 7:6 توسط -__- |
ـ مُـسَكن
مرضيه جونم هيچ مُـسَكني به اندازه ديدن چشمهاي تــــو براي اولين بار ... گرفتن دستهاي تو به بهانه دست دادن براي من آرامبخشتر نيست. + نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 9:56 توسط -__- |
ـ ماه رمضان
مرضيه جونم ياد ماه رمضانهاي سالهاي قبل افتادم، هميشه تا سحر باهم بيدار بوديم، تازه بعد از سحر هم دوباره ميومديم پيش هم و صحبت ميكرديم تا وقتي كه من برم سركار... طاعاتت قبول باشه و هميشه سالم و زنده باشي + نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 9:9 توسط -__- |
ـ حواسم پيش توست
مرضيه جونم تو اين شلوغي روزمرگي كار و زندگي، همه حواسم پيش توست لحظهاي نيست كه ياد تو نباشم ... ياد خندههاي شيرينت؛ مهربونيهات، حتي بازيگوشيهات زنده نيستم؛ مگر با عشق تو نفسمممممم
ـ خيالي نيست
مرضيه جونم خیالی نیست...اگر من با خیال «تـــــو» زندهام و «تـــــو» بیخیال من! خیالی نیست...اگر من ثانیه به ثانیه از "تـــــو"مینویسم و «تـــــو» نمیخوانی! خیالی نیست...اگر من با مرور خاطراتت آتش میگیرم و نبــود "تـــــو"، هیزم بر آتشم میریزد! خیالی نیست...اگر من بی تو شاعر شدهام و «تـــــو» تنها به...
ـ خاطرات
مرضيه جونم تو اين مدت كه كنار تو نيستم، هميشه ياد خاطراتمون ميافتم خندهها و شوخيها ... همه صحبتهايي كه باهم ميكرديم وقتي ياد اين خاطرات ميافتم، پر از انرژي ميشم قربونت برم كه حتي خاطراتت مثل خودت بهم انرژي و انگيزه ميده بووووووس ...
ـ صبـــر
مرضيه جونم تا كي ميتونم تحمل كنم و صبر داشته باشم، خودم نميدونم وقتي تمام لحظاتم با عشق و ياد تو هست، مگه ميشه طاقت و صبر داشته باشم اگر فكر ميكني به مرور زمان عشقت رو فراموش كنم، مطمئن باش من از اين كارها بلد نيستم من تمام دقايق و ثانيههاي نفس كشيدنم را با تو دارم زندگي ميكنم هميشه برام خواستني هست...
ـ خدا مراقبش باش
مرضيه جونم ميدوني كه هميشه برات دعا ميكنم براي سلامتي خودت صدقه ميدم ... ديشب هم اين دعا را برات كردم: خدايا مراقب ملكه زندگيم، مرضيه جونم باش ... مراقب آنكه با او، عجيبترين و زيباترين حس دنيا را تجربه كردم
ـ دلتنگي
مرضيه جونم تابستان با گرمايش ميرود، اما گرماي دستانت، در خنكاي پاييز دلچسبتر است خانومي 26 ماه هست و روز آشنايي من با تــــو
ـ ياد تو
مرضيه جونم اين چند وقته خيلي بيشتر از قبل تو فكرم هستي يه حس خوبي بهم ميگه كه تو بيشتر تو فكرم هستي، نميدونم ميدوني كه حس ششم و تلپاتي ما نسبت بهم خيلي قوي است اميدوارم اين حسها بيشتر بشه ... آمين
ـ ديو و دلبر
مرضيه جونم يادته انيميشن «ديو و دلبر» و نقاشيهاش رو با هم ميديديم من سريال اين انيميشن را ميبينم، قبلا هم اعتراف كردم كه بيشتر كارهاي رمانتيك كه تو قرارهامون باهم داشتيم، اجرا ميكردم از روي اين سريال الهام ميگرفتم ... الان كه دوباره دارم اين سريال را ميبينم، انگار مثل قديم تو كنارم نشستي عاشقتتتتتتم...
ـ خاطره تو
مرضيه جونم يكي از عكسهايي كه از وبلاگ پاك شده بود رو دوباره اينجا گذاشتم خيلي برام يادآوري خاطره داره، با اينكه چند ساعت بيشتر نبود، ولي براي من روز خييييلي قشنگي بود... مخصوصا كه با خندههاي ناز تو همراه بود عاشقتتتتتتم ...
ـ مَحرَمم هستي
مرضيه جونم به دل، به دست، به جان ... مَحرَمم هستي و رفتنت به الم، به مرثيه، به زنجير ... مُحرَمم شدد اميد آمدني هست ...؛ به نذر، به نذر، به نذر ...؟ عزاداريهات قبول باشه خانمي مهربونم
ـ شلهزرد نذري
مرضيه جونم ديروز عاشورا، شلهزرد نذري داشتيم، جات حسابي خالي بود البته ميدوني كه من هميشه به فكرت هستم، مثل قرار هميشهمون لقمه اول به اسم تو خوردم موقع آماده كردن هم هر كسي يه حاجتي تو دلش داشت، حاجت من هم اين بود، كه دوباره گرمي دستهات را داشته باشم